جواب ازمایش
سلام عزیزم
منو بابایی هفتم دی سال هزاروسیصدو نود صبح بعد از این اینکه نماز صبحمونو خوندیم حاضر شدیم که بریم ازمایشگاه رادان برای دادن ازمایش خون واینکه مطمئن حضور شما بشیم.
ماوارد ازمایشگاه شدیم ومن خیلی استرس داشتم اخه میدونی عزیزاز جانم مامانیه شما خیلی خیلی خیلی از امپول میترسه!خلاصه ازمایشو دادم و خانومه گفت ساعت 4بعداز ظهر جوابش اماده است .
مااومدیم خونه ومن تا بعد از ظهر استرس داشتم که بریم جواب ازمایشو بگیریم بالا خره ساعت 4شدو منو بابیی رفتیم که جوابو بگیریم وبنده خیلی استرس داشتم رفتم داخل ازمایشگاه وخانومه گفت مثبته ودوباره دوتایی خوشحال شدیم از اونجا بستنی خریدیم و رفتیم خونه باباجون یه نیم ساعتی اونجا نشستیم وبعد رفتیم پیش خانم دکتر رکسانا سعیدپوروایشونم گفت حضور شما قطعیه وبرای 21همون ماه برام یه سونو گرافی نوشت تا خانم دکتر قلب کوچولویه شمارو ببینه خوشگلم.
تا مطلب بعدی خداحافظ نازنینم.

جواب ازمایش
